*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
امکانات سایت
نام :   
ایمیل :   

نمای حوزه



 علمي و فرهنگی, مقالات    شماره خبر: ٣٣٧٤٠١     ١١:٢٧ - 1392/12/12     واکنش ائمه اطهار(ع) به آزادی بیان مخالفاننوشتاری از آیت‌الله العظمی سبحانی ارسال به دوست     نسخه چاپي


  واکنش ائمه اطهار(ع) به آزادی بیان مخالفاننوشتاری از آیت‌الله العظمی سبحانی

  واکنش ائمه اطهار(ع) به آزادی بیان مخالفان 


   خبرگزاری حوزه/ یکی از جذاب ترین منابع تاریخی شیعه که از زمره افتخارات و نعمات معنوی و مایه مباهات شیعیان علوی است، مناظراتی است که حضرات معصومین و ائمه اطهار(ع) با مخالفان خویش به انجام رسانده و ... 

 

 خبرگزاری حوزه/ یکی از جذاب ترین منابع تاریخی شیعه که از زمره افتخارات و نعمات معنوی و مایه مباهات شیعیان علوی است، مناظراتی است که حضرات معصومین و ائمه اطهار(ع) با مخالفان خویش به انجام رسانده و طی آن ضمن ترویج آزادی حقیقیِ بیان و نشان دادن شجاعت و شهامت علمی خویش برای طرح موضوعات مختلف در فضای باز، به تشریح و تبیین اصول و مبانی فکری دین مبین پرداخته و اقدامی ارزشمند در جهت هدایت فکری جامعه و اصلاح ذهنیت‌های گروه‌های مختلف مخاطبان خویش پرداخته اند.

خبرگزاری حوزه چند نمونه از نحوه برخورد ائمه اطهار(ع) با کسانی که آزادانه مطالب و انتقادات خود را خطاب بر اهل‌بیت(ع) مطرح می‌کردند را به قلم آیت‌الله العظمی سبحانی منتشر می‌کند.

در هر زمان حكومت‏هاى وقت به رسانه‏هاى گروهى خود اعتبار قائل بودند و در واقع رسانه‏هاى قرون گذشته در جامعه اسلامى نمازهاى جمعه و جماعت بودند كه در منابر خود، مقاصد حكومت‏ها را مطرح مى‏كردند. امروز هم در عربستان، تمام خطبه‏هاى جمعه قبلاً تنظيم مى‏شود و در اختيار امامان و خطيبان قرار مى‏گيرد و آن‏ها نيز عيناً همان‏ها را مى‏خوانند. مصيبت هنگامى است كه برگى از آن‏ها را باد ببرد و يا گم شود و يا از دستشان بيفتد! خطبه، انسجام خود را از دست مى‏دهد!

اميرمؤمنان؛ خليفه برگزيده عموم مهاجر و انصار بود و هيچ خليفه‏اى بعد از رسول خداصلى الله عليه وآله به شيوه او برگزيده نشد و اين مسأله‏اى است كه همگان بر آن اتفاق دارند. جنگ‏هاى امام با پيمان‏شكنان، ستمكاران و شورشگران به دستور پيامبرصلى الله عليه وآله بود.

محدثان نقل كرده‏اند كه رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: اى على! تو پس از من با پيمان‏شكنان و ستمكاران و شورشگران مى‏جنگى(1).

  اما پس از درگذشت على‏عليه السلام حكومت وقت، خطيبان و واعظان دربارى را كاملاً خريد و تا آن‏جا كه توانستند بخشى از جامعه را بر ضد امام بشورانند و جهاد او را با طوائف سه‏گانه به ناحق توصيف كنند و اين فكر تا مدتى بر جامعه حاكم بود، تا آن جا كه مردى از بصره با پيشواى چهارم -امام زين‏العابدين‏عليه السلام- اين‏گونه به مناظره پرداخت:

  اميرمؤمنان؛ خليفه برگزيده عموم مهاجر و انصار بود و هيچ خليفه‏اى بعد از رسول خداصلى الله عليه وآله به شيوه او برگزيده نشد و اين مسأله‏اى است كه همگان بر آن اتفاق دارند. جنگ‏هاى امام با پيمان‏شكنان، ستمكاران و شورشگران به دستور پيامبرصلى الله عليه وآله بود. محدثان نقل كرده‏اند كه رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: اى على! تو پس از من با پيمان‏شكنان و ستمكاران و شورشگران مى‏جنگى

  مرد بصرى: نياى تو -على بن ابى‏طالب- مؤمنان را كشت!

 امام زين‏العابدين با شنيدن اين سخنان، چشمانش پر از اشك شد تا آن‏جا كه اشك، كف دست او را پر كرد و او آن‏ها را بر زمين پاشيد و به آن مرد بصرى فرمود:

اى برادر بصرى! على‏عليه السلام مؤمنى را نكشت و مسلمانى را از دم تيغ نگذراند. گروهى كه با او به مخالفت برخاستند، در حقيقت اسلام نياورده و به ظاهر تسليم شده بودند و به يك معنى، كفر خود را پنهان و به اسلام تظاهر مى‏كردند و لذا روزى كه بر باطن خود يارانى يافتند، آن را آشكار كردند. كسانى كه سخنان پيامبر(ص) را به ياد دارند، مى‏دانند كه او اصحاب جمل و صفين و نهروان را لعن كرد.

 فردى كه در كنار نشسته بود مناظره امام را با مرد بصرى شنيد و گفت: چگونه آنان را بيرون از اسلام مى‏شمارى در حالى كه نياى تو -على- درباره آن‏ها گفت: اينان برادران ما هستند كه بر ما شوريده‏اند.

       امام زين‏العابدين: شما حتماً قرآن خوانده‏ايد. واژه«برادران» به آن معنا نيست كه تو تصور مى‏كنى، خدا در قرآن قوم عاد را برادران پيامبر خدا به نام هود مى‏شمارد و مى‏فرمايد: «و إلى عادٍ أخاهم هوداً(2)»: »به سوى مردم عاد برادرشان هود را فرستاديم». مَثَل گروهى كه با على‏عليه السلام جنگيدند، مَثَل قوم هود است، آنان كشته شدند و هود نجات يافت. چنين است حال و وضع درباره اميرمؤمنان و مخالفان او.

  مناظره‏اى ديگر

پيشواى چهارم شيعه روزى به تفسير آيه مربوط به بنى‏اسرائيل مى‏پرداخت. (گروهى كه در روزهاى شنبه كه شكار حرام اعلام شده بود شكار مى‏كردند و خدا آنان را با مسخ، عذاب نمود).

  آن‏گاه كه سخن امام بدين‏جا رسيد، ناگاه مانند انسانى كه دلش مالآمال از غم و اندوه باشد با تأسف و اندوه گفت: در اين صورت كيفر كسانى كه فرزندان رسول خداصلى الله عليه وآله را كشتند و حرمت آن‏ها را هتك كردند، چه خواهد بود؟! هر چند خدا آن‏ها را در دنيا مسخ نكرد ولى در آخرت براى آنان عذابى دوچندان و بالاتر از مسخ آماده كرده است.

مرد ناشناسی پرسید: اى فرزند رسول خدا! ما اين سخن را از شما شنيديم اما برخى از دشمنان شما مى‏گويند: اگر قتل حسين‏عليه السلام امر نادرستى بود يعنى بزرگ‏تر از گناه شكار ماهيان در روز شنبه به‏شمار مى‏رفت چه شد كه خشم خدا آن گروه را فراگرفت ولى با اينان چنان نكرد؟!

 امام زين‏العابدين: به دشمنان ما بگو: مگر سرپيچى شيطان بالاتر از كفر و ناسپاسى قوم نوح و فرعون نبود كه به اغواى او گرفتار شدند؟ چگونه خدا گروه دوم را در اين دنيا كيفر داد اما كيفر ابليس را به آخرت واگذاشت. همين مطلب در مورد ما نيز صادق است. سرپيچى صيادانِ روز شنبه را در اين دنيا كيفر داد اما كيفر قاتلان حسين‏عليه السلام را به آخرت واگذاشت.

  امام باقرعليه السلام مى‏گويد: وقتى پدرم اين سخن را گفت، مردى كه سخن امام را می‌شنيد، يادآور شد كه چرا خدا فرزندان قاتلان حسين‏عليه السلام را كيفر مى‏دهد در حالى كه آنان در قتل حسين‏عليه السلام شركت نداشتند؟

 امام زين‏العابدين فرمودند: قرآن به زبان عرب نازل شده است و با آنان به زبان خودشان سخن مى‏گويد. مثلاً مى‏گويند: قبيله خاصى به شهرى حمله بردند و ساكنان آن را كشتند درحالى كه حمله‏كنندگان و قاتلان غير از فرزندان آن‏ها هستند، ولى نسبت را به قبيله مى‏دهند زيرا اين گروه هر چند در قتل و غارت نقشى نداشتند، اما به راه و روش آنان راضى بودند پس صحيح است كه بگوييم: اين‏ها فرزندان حسين‏عليه السلام را كشته‏اند چون به كار پدران خود رضايت داشتند(3).

  اميرمؤمنان در يكى از سخنان خود يادآور مى‏شود كه ناقه صالح را يك نفر از آنان پى كرد ولى كيفر خدا همگان را فراگرفت. چرا؟ چون يكى پى كرد و ديگران براى او كف زدند و او را تأييد كردند و وحى الهى همه را پى‏كنندگان ناقه صالح خواند

  اضافه مى‏شود: قرآن مجيد قتل پيامبران بنى‏اسرائيل را به يهوديان مدينه نسبت مى‏دهد و مى‏گويد:

 «قل قد جاءكم رُسُلٌ مِن قبلى بالبيّناتِ و بالّذى قُلتُم فَلِمَ قَتَلتُموهُم إن كنتم صادقين(4)».   «بگو پيش از من نيز پيامبرانى با نشانه روشن و آن چه شما گفتيد به سوى شما آمدند، پس اگر راست مى‏گوييد چرا آنان را كشتيد؟».

در حقيقت امام به يك سنت اسلامى اشاره نموده و آن اين‏كه: «مَن رَضىَ بِفِعْلِ قومٍ فهو منهم«: »هركس از كار گروهى از مردم راضى باشد از آنان به شمار مى‏رود».

 اميرمؤمنان در يكى از سخنان خود يادآور مى‏شود كه ناقه صالح را يك نفر از آنان پى كرد ولى كيفر خدا همگان را فراگرفت. چرا؟ چون يكى پى كرد و ديگران براى او كف زدند و او را تأييد كردند و وحى الهى همه را پى‏كنندگان ناقه صالح خواند(5).

پی نوشتها:

1) مستدرك حاكم، ج 3، ص 140.

2) اعراف: 65.

3) احتجاج، ص 135-138.

4) آل عمران: 183.

5) نهج‏البلاغه، خطبه 201.

منبع: مکتب اسلام


 


خروج




شنبه ٠٥ بهمن ١٣٩٨

 
اوقات شرعی
تصویر برگزیده
گفتگو
بین الملل
گزارش
تازه های نشر

کلیه حقوق برای خبرگزاری حوزه محفوظ می‌باشد.  info@hawzahnews.ir